mehrclass

Facebook

Twitter

کپی رایت 2017 آکادمی آموزشی مهر.
تمامی حقوق محفوظ است.

17:00 - 9:00

ساعات کاری : شنبه تا پنجشنبه

021-88540326

تماس برای مشاوره رایگان

اینستاگرام

تلگرام

جستجو
فهرست
 

آیا بازاریابان می توانند بحران اعتماد به رسانه های اجتماعی را جبران کنند؟

آکادمی آموزشی مهر > شبکه های اجتماعی  > آیا بازاریابان می توانند بحران اعتماد به رسانه های اجتماعی را جبران کنند؟

آیا بازاریابان می توانند بحران اعتماد به رسانه های اجتماعی را جبران کنند؟

به دلیل نفوذهای خارجی و محتوای بد اعتماد مصرف کنندگان به رسانه های اجتماعی کاهش یافته است. رسانه های اجتماعی یک کانال حیاتی برای بازاریابان است. اگر مخاطبان از آنها دور شوند یا به هر دلیلی تبلیغات آن ها در شبکه های اجتماعی از بین برود، یک پلتفرم ارزشمند را از دست خواهند داد. حال باید پرسید چاره چیست؟ بازاریابان باید به مصرف کنندگان محتوای اجتماعی ارزشمند ارائه دهند و اعتماد آنها را نسبت به محصولات خود جلب کنند، درست همانطور که مخاطبان احساسات خود را بیان می کنند و با آن ها مشارکت دارند.

اعتماد مصرف کنندگان به رسانه های اجتماعی با توجه به نفوذ غیر قابل انکار نفوذگران کاهش می یابد. سوال اینجاست که، به عنوان یک بازاریاب چگونه باید اعتماد به این کانال ها را افزایش دهید؟

بخش بزرگی از درخشندگی اعتماد به بازاریابی رسانه های اجتماعی از بین رفته است. مصرف کنندگان به طور فزاینده ای به رسانه های اجتماعی برای یافتن اطلاعات مرتبط با محصولات و خدمات مراجعه می کنند، اما آنها به سرعت اعتماد خود را نسبت به محتوا و محصولات از دست می دهند. با توجه به اعتبار سنجی اعتماد (Edelman 2018) که در سال ۲۰۱۸ انجام شده است  اعتماد به رسانه های اجتماعی کاهش یافته است، به اعتقاد مردم، عامل اصلی این عدم اعتماد فقدان حقایق عینی و گفتمان عقلانی در رسانه های اجتماعی است.

 

نکته حائز اهمیت این است که بی اعتمادی زیاد به رسانه های اجتماعی در بین مردم سراسر جهان وجود دارد. این روندها و مشخصه ها مربوط به همه شبکه های بزرگ اجتماعی، از جمله فیس بوک، توییتر، اینستاگرام، Pinterest ، LinkedIn و یوتیوب است. مرکز توجه فیسبوک با بیش از ۲٫۲ میلیارد کاربر فعال در سراسر جهان است.

 

همانطور که در WIRED (یک مجله ماهانه تمام رنگی آمریکایی است که به صورت دیجیتال و چاپی منتشر می‌شود. موضوع این مجله چگونگی تأثیر فناوری‌های جدید و در حال رشد بر فرهنگ، اقتصاد و سیاست است.) گفته شده است:

 

فیس بوک از ایده ایجاد احساس امنیت برای پست کردن و سپس ایجاد پایگاه داده ای از اطلاعات و ارتباطات به اشتراک گذاشته شده برای تبلیغ کنندگان استفاده می کند. شاید این مدل کسب و کار تبدیل به قربانی موفقیت خود شده است، چرا که بخشی از آن، به برخی شیوه های تبلیغاتی اختصاص داده شده است که باعث کاهش چشمگیر اعتماد به این پلتفرم شده است. علاوه بر آن اخبار جعلی که در اطراف پلتفرم وجود دارد نیز بر این امر بی تاثیر نبوده است. شاید یکی از دلایلی که باعث شد فیسبوک تصمیم به تغییر الگوریتم خود بدهد همین امر بوده است. (فیسبوک تصمیم گرفته است الگوریتم خود را برای ارسال پست از خانواده و دوستان در مقابل محتوای کسب و کار، مارک ها و رسانه های خبری اصلاح کند.)


به چه کسی اعتماد دارید؟


نه تنها بازاریابی رسانه های اجتماعی متوقف نخواهد شد، بلکه پیش بینی شده است در آینده ای نه چندان دور این نوع از بازاریابی به طور چشمگیری تکامل یابد. بستر های نرم افزاری و مارک ها برای زنده ماندن نیاز به اعتماد کاربر و در نتیجه آن نیاز به انگیزه ای برای تغییر روند خود دارند. در ترسیم یک مسیر به جلو، بهتر است آنچه را که می دانیم و نمی دانیم تجزیه و تحلیل کنیم.
به وضوح، دو روش معمول و رایج برای کسب اطلاعات در مورد محصولات و خدمات، برقراری ارتباط با ارائه دهندگان و برقراری ارتباط با دیگر افراد است. در طول ۲۰ سال گذشته،
به طور فزاینده ای این تعاملات در اینترنت رخ داده است. این تعاملات می توانند بسیار فعالانه باشند (به عنوان مثال، با استفاده از رسانه های اجتماعی به دوستان خود توصیه کنید) یا اینکه فعال نباشند (به عنوان مثال، بررسی محتوای سایت ارائه دهنده، خواندن یک وبلاگ یا بررسی رتبه بندی آنلاین).

طبق تجریباتی که در طول سال ها به وجود آمده است توصیه های خانواده و دوستان قوی ترین و تاثیر گذارترین محرک های خرید می باشند. این واقعیت در نظرسنجی های اخیر تایید شده است که منعکس کننده مجموعه گسترده ای از منابع اطلاعاتی موجود برای خریداران امروزی است. اما اکثر توصیه های آنلاین از غریبه ها است! این توصیه ها به چه میزان تاثیر گذار است؟ احتمالا کمتر و کمتر است اما بی تاثیر نیز نخواهد بود.

هرچه منبع توصیه آشناتر، اعتبار و تاثیر بیشتر

(به عنوان مثال، Oprah منبع آشنا در کاهش وزن است).

هرچه منبع تخصصی تر، اعتبار آن بیشتر

(به عنوان مثال، دندانپزشک در ارتباط با دندان منبع تخصصی تر از پزشک عمومی است).

این پدیده به معنای دادن
وزن به یک منبع قابل اعتماد است و بازاریابان باید بدانند که اساس این وزن ذهنی چیست. مثلا، برخی افراد آنلاین مطالبی را پست می کنند این امر لزوما تاثیر زیادی بر رفتار خرید آنها ندارد. البته برخی از افراد نیز می توانند با مقداری نوشتن تاثیر بزرگی داشته باشند. مقدار نظرات و پست ها لزوما به معنی اعتماد بالا نیست بلکه این امر می تواند اثر متضاد نیز داشته باشد.
همچنین پیام های مثبت و منفی نیز در افزایش و یا کاهش مشتریان شما بی تاثیر نخواهد بود. امروزه مصرف کننده ها کاملا آگاهند در صورت خرید یک محصول به طور کلی و با تعصب توصیه های مطلوب را نسبت به محصول ارائه می دهند ولی باید این را نیز در نظر بگیریم که همیشه پای رقبا یا حتی افراد سودجو نیز در میان خواهد بود. چراکه آن ها میتوانند نظرات منفی نسبت به محصولات شما ارائه داده و خریدار احتمالی را نسبت به محصولات شما بدبین کنند.
البته سایت هایی نیز وجود دارند که تلاش میکنند با قرار دادن نظرات مثبت و منفی تعادل برقرار کنند. در این مورد حتی اگر بیشتر نظرات مثبت باشد نظرات منفی نیز بر خریداران اثر میگذارد.

در این مواقع توصیه به بازاریاب چیست؟


در برخورد با این اختلالات، بازاریابان به یک برنامه نیاز دارند. رسانه های اجتماعی را به یک استاندارد بالاتر متصل کنید که شامل انتقال مشتریان در زنجیره وفاداری است. این امر نیاز به داشتن محتوای با کیفیت و ادغام رسانه های اجتماعی با کانال های دیگر دارد اعم از شروع تبلیغات در نقطه خرید تا دادن خدمات پس از فروش به مشتری. همچنین داشتن معیارهای مناسب رسانه اجتماعی که شامل توسعه و نگهداری اعتماد است ضروری می باشد.

تشخیص دهید که مشتریان به دنبال اطمینان هستند.

کار با رهبری شرکت برای ایجاد سیاست های بزرگ شرکت و یک ساختار حاکم بر رسانه های اجتماعی که از استانداردها و قوانین تبلیغاتی آگاه هستند، و بر شفافیت و اصالت اصرار دارند شروع شده و با فروشندگان رسانه های اجتماعی گسترش می یابد.

در هماهنگی با دانشگاه ها و مشاوران، در مورد چگونگی نفوذ جریان شبکه اجتماعی، دقیق تر شوید. نظریه ارتباطات ممکن است در این زمینه کمک کند. در نظر بگیرید که تعداد اتصالات یک فرد را تعیین کنید و بررسی کنید آیا این اتصالات با موضوع متفاوت هستند یا خیر؟

 

بازاریابی رسانه های اجتماعی وارد عصر جدید می شود. بازاریابان باید دیدگاه های طولانی مدت در مورد اقدامات خود را در این کانال ها بیاموزند، و صادقانه از خود بپرسند که، می خواهند بخشی از مشکل باشند یا بخشی از راه حل بحران اعتماد؟

 

 

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید